![]() |
شما که غریبه نیستین ... هستین؟
|
شناسنامه من
جنسیت: پسر
تولد: 3 مهر 69 رشته: پیش ریاضی فیزیک عاشقه: ماکارونی، اس ام اس بازی خواب, کباب کوبیده, صداقت،اطاق شخصی ، جــک جدید، کنکور(اگه رتبم خوب شه)، اونائیکه میخوان نظر بدن و ... متنفر از: بادمجون، خالی بندی، اکانت خالی، لاف زدن،کنکور(اگه رتبم بد شه)، دختر و پسرایی که هزار تا دوست پسر و دوست دختر دارن، چیپس، از خواب بیدارم کنن، باکلاس بازی، گردش تو طبیعت, خواننده های جدیدی که بی صدان و بد تر از همه جک تکراری و.... دوستام
شادی های کوچک من (آنـا)
عشق یعنی تسـلیم (آبتین) قـــــــلب یــــــخــــی (تیده آ) دیــــــوونــه عشـــــق (آرش) I , m e & m y s e l f .(راحیل) حرفــــهای مــن نوجـوون (آنـا) عبور موجودات اهلی(سمیرا) پيوندها
روزنامه ها و مجلات ایرانی
حوادث روزنامه جام جم دریافت pdf پیک سنجش ضمائم روزنامه جام جم فال هفته مقابله با 300 دوستیابی های سالم تمام پیوندها تجهیزات
|
13/10/85 چهار شنبه مبانی 19.30 – 20 میشم احتمالا. توی اون 3 هفته که ننوشتم یه دختره بهم شماره موبایلش رو داد, من هم پارش کردم, آخه یه جورایی دوست دارم با کسی دوست بشم که بشناسمش و اخلاقش رو بدونم و ازش خوشم بیاد نه اینکه سر هوس هر کی رو دیدم سریع برم دنبالش الانم بشینم دینی رو خرخونی کنم که تموم شه بره یه ماه دیگه هم اسباب کشی داریم. 12/10/85 سه شنبه ادبیات دیگه یواش یواش دارم به خودم میام این امتحان رو هم 18- 19 میشم. امروز ساعت 1 امتحان داشتیم , من از ساعت 10.30 شروع کردم خوندن. سر امتحان معلم جبرمون که پسرعمه ی علیه اومد پرسید پاتو باز کردی؟ گفتم آره. 11/10/85 دو شنبه دوباره یه 2-3 هفته ای هست که تایپ نکردم تو این سه هفته اتفاقات زیادی افتاد مثلا اینکه: یک- دوشنبه 20 آذر واسه کلاس توجیهی روبوکاپ رفتیم بجنورد که گفتن باید الگوریتمشو بنویسین. دو- سه شنبه 21 آذر اومدم بارفیکس برم افتادم تاندون پام ضرب دید رفتم گچ کردم تا امروز بعد از ظهر هم پام تو گچ بود. سه- جمعه 1 دی رفتم کانون آزمون دادم و نمره هام هم اینان: تراز کل 5200- اختصاصی (حسابان4400 – هندسه 5700 – جبر 5700 – فیزیک 4700 – شیمی 6200) 5200 و تراز عمومی: (دینی 4700 – ادبیات 5700 – زبان 5300 – عربی 4500) 5000 چهار- شنبه 2دی رفتم یه کیف سامسونت گرفتم پنج- پنجشنبه 7 دی هم دفترچه دانشگاه آزاد رو گرفتم. و آخرین و مهمترین اتفاق اینه که دیگه اون پسر متعادل سالای قبل نیستم. سالهای قبل همیشه معدلم دوروبر 18-19 ثابت بود ولی امسال که رفتم قلم چی درس خوندنم عوض شد اول سال خیلی میخوندم ولی این آخر ترم بدجور از درس زده شدم L طوری که سر امتحان حسابان امروز حوصله نداشتم سوالی که بلد بودم رو حل کنم L امسال برا اولین بار واسه امتحانام استرس دارمL البته از اینم نگذریم که سوالای حسابان خیلی مشکل بود درسته که من حل و خوش 13 میشم (اا)* ولی خیلی از بچه ها اینو میوفتن فقط خدا کمکم کن فردا هم ادبیات داریم * اا = انشاء الله 19/9/85 یکشنبه امروز ساعت تاریخ داشتم به این نتیجه میرسیدم که : زبان سرخ، سر سبز را می دهد بر باد ؛ ولی خدا رو شکر نشد 18/9/85 شنبه مگه اینکه کارت بهم گیر نکنه!!! دو ساعت وسط بعد اینکه درس تموم شد به معلممون که پسر عمه ی علیه گفتم: آقای ... میتونم برم بیرون گفت نه واسطا زنگ بخوره . گفتم یکی دو دقیقه که بیشتر نمونده واسطین برم سریع میام گفت که نه بشین چند دقیقه دیگه زنگه گفتم خوب کار دارم برم الان میام گفت نه بشین 2 دقیقه دیگه که زنگ خورد برو. 3-4 بار دیگه خواستم ازش گفت نمیشه (با رعایت ادب و خیلی مودبانه ازش میپرسیدمو بهش میگفتم آقای ... ، میتونم و یه چند کلمه دیگه) ولی بعد اینکه گفت نمیشه دیگه بیشتر اصرار نکردمو بهش گفتم: مگه اینکه یه روز کارت بهم گیر نکنه!! و اومدم نشستم اونم شروع کرد لبخند زدن حالا بچه ها میپرسیدن مگه چی بهش گفتی که خندید (آخه هیچ وقت نمیخنده) 17/9/85 جمعه دوهفته استراحت دو هفته ای بود حال نکردم بنویسم ولی از امروز که تراز قلم چی یاسر رو شنیدم فهمیدم دیگه اصلا درس نمیخونم با خودم گفتم پس هر شب اینجا بنویسم (آخه ترازش شد7100 وای من شدم 5400) من هم غیر حضوری امتحان دادم نتیجش نیومده خلاصه تو این دو هفته خیلی کارا کردم نمونش اینکه هر چی به علی گفتم درس بخون گوش نکرد مجبور شدم از طرف اون دختره دست به کار شم یه آیدی به اسم دختره درست کردم با علی حال و احوال پرسی کردم و بعدش گفتم درس بخون تا با هم دوست بشیم. حالا دیگه مسئله درس حیثیتی شده باید پوز یاسر رو بزنم اول سال واسه معدلم تقریبا در حد 19.50 بود (خرزنی) حالا رسیده 17- 17.50 دیگه باید خیلی بخونم 29/8/85 دوشنبه برف امروز یه برف قشنگی اینجا اومد که فکر کنم اولین برف امسال بود. 25/8/85 پنجشنبه معلم بیجنبمون دو ساعت آخر شیمی داشتیم هیچ کدوم حال و حوصلشو نداشتیم پس در یک کار گروهی برای تنوع در فضای کلاس یکی از لامپ ها رو شل کردیم یه استارت مهتابی رو هم برداشتیم. معلم اومد سر کلاس تازه یادمون اومد که این معلممون بی جنبه است. خلاصه گیر داد کی این کار رو کرده هیچکی حرف نزد معلم گفت پس کار همتون بود؟ بازم هیچکی حرف نزد. خلاصه بیخیال شد نشست درس بده فقط از رو کتاب روخوانی کردیم حالا بعد درس حرف میزد مثلا نصیحت میکرد حالا هر چی میگفت سه میشد. یه تیکه گفت فکر درس باشین تا حالا کی یه سوال از بیرون کلاس آورده حل کنیم ، من دستمو بردم بالا گفتم من جلسه ی پیش آوردم حل کردین. باز گفت هیچکی دنبال زبان نیست یکی از بچه ها پاشد گفت آقا ما هستیم. خلاصه هی تو سری زد منم دیگه لجم گرفت گفت آقا تقصیر خودتونه، یه چیزی گفت گفتم اگه کیلو کیلو نمره نمیدادین خیلیا به اینجا نمیرسیدن. 22/8/85 دوشنبه شما هم این شایعات زهره رو شنیدین ساعت اول حسابان داشتیم. سر کلاس یکی از بچه ها منو یه چند نفر دیگه میگفت هر کی که از معلم بپرسه که فیلم زهره رو دیده یا نه من بهش 1000 تومن میدم. من هم گفتم آقای ... این شایعات درباره این دختر بازیگره درسته؟ (بچه ها تمرین مینوشتن و کلاس ساکت بود) معلممون هم گفت من یک ماه پیش شنیدم بعدش من گفتم فیلمشو هم دیدین. همه بچه ها خندیدن معلمومن هم خندید گفت نه. حالا جالبه که اگه یکی دیگه میپرسید یا من یه جور دیگه میپرسیدم جلوی دفتر بودم به علت تشویش اذهان عمومی ولی خوب چونکه من هر وقت از این جور مسایل میپرسم یا میخواهم تیکه بندازم خیلی جدی حرف میزنم هیچکی مقاومت نمیکنه. حالا ساعت بعدی دینی داشتیم با مدیر مدرسمون که از اون حزب اللهی هاست. سر کل کل با بچه ها از اون هم پرسیدم. ولی خوب چون مقدمه چینی کردم درست رسیدم سر اصل مطلب و به معلم دینی مون گفتم که شما فیلمش رو دیدین؟ اونم گفت نه من ندیدم و بعدش هم یه ساعت توضیح داد خلاصه خیلی حال داد آخر شب هم پشتیبانم زنگ زد گفت سعی کن درسهای پایه رو بخونی گفتم چشم این سریال کلانتر هم چقدر قشنگ شده، سروان رضایی رو هم دزدیدن. 21/8/85 یکشنبه فیزیک رو شدم 7 از 8. بقیه بچه ها هم یکی 6 شد بقیه زیر 5 شدن. شب هم ماشین رو برداشت با مامانم و خواهرم رفتیم گردش. برم بشینم یبخونم دیروز هیچی نخوندم. راستی دیروز هندسه امتحان گرفت خراب کردم.آخه من با اثبات کردن کار ندارم فقط نتیجه رو نگا میکنم پس باید روش مطالعم رو عوض کنم. |
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by 3mehr69.Blogfa.com