تبليغاتX
شما که غریبه نیستین ... هستین؟

شما که غریبه نیستین ... هستین؟

شناسنامه من
جنسیت: پسر
تولد: 3 مهر 69
رشته: پیش ریاضی فیزیک
عاشقه: ماکارونی، اس ام اس بازی خواب, کباب کوبیده, صداقت،اطاق شخصی ، جــک جدید، کنکور(اگه رتبم خوب شه)، اونائیکه میخوان نظر بدن و ...
متنفر از: بادمجون، خالی بندی، اکانت خالی، لاف زدن،کنکور(اگه رتبم بد شه)، دختر و پسرایی که هزار تا دوست پسر و دوست دختر دارن، چیپس، از خواب بیدارم کنن، باکلاس بازی، گردش تو طبیعت, خواننده های جدیدی که بی صدان و بد تر از همه جک تکراری و....
دوستام
پيوندها
تجهیزات
کتاب خریدن سینا
سه شنبه ۱۸ اردیبهشت

دیروز رفتم یه دونه از این کتابای گـام آخر گرفتم (واسه نـهایی) بعدش هم به این سینا گفتم بره یکی بگیره آخه کتاباش خیلی باحاله

امروز هم سینا جان رفتن و یکی گرفتن حالا بقیش به زبونه سیناست :" رفتم تو دیدم یه دختره  داره یکی از همینا که گفتی رو میخره من هم که دیدم یکی بیشتر از این کتابا نمونده سریع خریدمش و همونجا واستاده بودم کتابه رو میخوندم که دیدم به به دو تا دختر خوشگل و همچین ناز اومدن تو و دوتا ازین کتابا خواستن. فروشنده هم منو نشون داد و گفت آخری رو دادم به این آقا. این دخترا هم انگار از صبح چند بار اومده بودن دنبال این کتابا. اومدن طرفمو شروع کردن یه ساعت اصرار که آقا اگه میشه این کتابو بدین به ما (چهرشون موقع التماس خیلی ناز شده بود). من هم سر صحبت رو باز کردم شما از کدوم مدرسه این و ... بعد یه ساعت که اونا فکر کردن دیگه مخ منو زدن و منو نرم کردن بهم گفتن حالا میشه کتاب رو بدین به ما؟ من هم (سینا) که مثلا نرم شده بودم گفتم آره میشه ولی من این کتابو ۵ تومن خریدم، ۷ تومن میفروشم. حالا قیافیه دخترا خیلی جالب بود که بعد نیم ساعت مخ زنی این حرفو شنیده بودن بعدش هم بیخیال شدن و برگشتن"

من هم کلی حال کردم دیگه، آخه هر چیزی اندازه ای داره دیگه. بعضی از پسرا آبروی بقیه رو با این جنم و قدرتشون بردن.

 نوشته شده توسط علیرضا |  
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by 3mehr69.Blogfa.com